شهید مدافع امنیت سعید پویان

صبح روز شنبه 28 مردادماه سال 1402 ماموران انتظامی شهرستان مسجدسلیمان در اجرای حکم قضائی جهت دستگیری سارق مسلح به محل اختفای او اعزام شدند.

در این عملیات سارق به محض مشاهده پلیس اقدام به تیراندازی کرد که استواریکم سعید پویان بر اثر اصابت گلوله مجروح و به بیمارستان منتقل شد که به دلیل شدت جراحات وارده به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

پیکر پاک شهید سعید پویان از شهدای مدافع امنیت استان خوزستان عصر روز دوشنبه 30 مردادماه سال 1402 همزمان با شب شهادت دختر دردانه امام حسین(ع) حضرت رقیه خاتون(س) در شهر باغملک تشییع شد.

در این آیین که از بیمارستان شهید طباطبایی باغملک آغاز شد اقشار مختلف مردم از نقاط گوناگون کشور از جمله اهواز، قلعه تل، هفتگل، رامهرمز، صیدون، میداوود و ایذه حضور داشتند.

همچنین جمعی از خانواده‌های معظم شهدا، ایثارگران، رزمندگان اسلام، مدافعان حرم و بسیجیان در آیین تشییع پیکر پاک شهید سعید پویان از شهدای مدافع امنیت استان خوزستان شرکت کردند و یادش را گرامی داشتند.

حاضران در در آیین تشییع پیکر پاک شهید سعید پویان از شهدای مدافع امنیت استان خوزستان با ندای الله اکبر، لا اله الا الله، محمد رسول الله این لاله گلگون را تا دروازه‌های بهشت بدرقه کردند.

مردم شهرستان باغملک به همراه دیگر شرکت کنندگان در مراسم تشییع، پیکر پاک و مطهر شهید مدافع امنیت سعید پویان را تا گلزار شهدای این شهر بدرقه کردند تا در جوار شهیدان گلگون کفن این دیار آرام بگیرد.

پس از برگزاری آیین تشییع، پیکر مطهر شهید مدافع وطن سعید پویان در گلزار شهدای باغملک در نزدیکی تربت پاک سردار شهید صحنعلی تاراس، سردار شهید امید فرجی‌زنگنه، سرباز شهید مرتضی حشمان و شهید مدافع سلامت محمد خلیلی آرام گرفت.

همچنین به مناسبت شهادت مدافع امنیت شهید سعید پویان به همت جمعی از جوانان باغملکی هیئت عزاداری زنجیرزنی، سینه زنی و دمام زنی ثارالله مسجد جامع باغملک یک ایستگاه صلواتی در مسیر تشییع شهید در خیابان شهید بهشتی بر پا شد.

یادواره سردار شهید سید جاسم نوری در اهواز

به منظور گرامیداشت یاد و خاطره رزمنده دلیر سردار شهید سید جاسم نوری از شهدای مدافع حرم استان خوزستان هشتمین یادواره این شهید با حضور اقشار مختلف مردم روز پنج‌شنبه یکم تیرماه سال 1402 در یادمان سردار سرلشکر شهید علی هاشمی واقع در گلزار شهدای اهواز با سخنرانی سردار علیرضا تنگسیری فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران برگزار شد.

سردار شهید سید جاسم نوری معروف به شیرمرد دجیل به‌عنوان آخرین فرزند خانواده سید جابر در پانزدهمین روز از اسفندماه سال 1346 در شهر حمیدیه خوزستان دیده به جهان گشود.

از ابتدای جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در جبهه حضور داشت و پس از حضور در عراق برای دفاع از حرمین شریفین اقدام به تشکیل لشکر حضرت عباس(ع) کرد و خدمات زیادی را انجام داد.

این دلیرمرد خوزستانی در روز پنج‌‌شنبه هفتم خردادماه سال 1394 در نزدیکی شهر الرمادی استان الانبار عراق مجروح شد و پس از انتقال به بیمارستان در مدینة الطب بغداد به شهادت رسید.

پس از شهادت، پیکر مطهر شهید نوری به کربلای معلا منتقل و با حضور اقشار مختلف مردم و رزمندگان عراقی و زائران ایرانی در بین‌الحرمین تشییع شد و بعد به ایران انتقال یافت.

پیکر شهید نوری پس از انتقال به ایران در روز یکشنبه دهم خرداد ماه سال 1394 به زادگاهش شهر حمیدیه منتقل شد و مردم این دیار با او وداع کردند.

پس از آن پیکر مطهر شهید سید جاسم نوری به اهواز انتقال یافت و با حضور اقشار مختلف مردم و خانواده شهدا تشییع شد و بنا به وصیتش در پایین مزار شهید مدافع حرم حبیب جنت‌‌مکان در قطعه 2 گلزار شهدای اهواز آرام گرفت.

از شهید سید جاسم نوری سه فرزند پسر به نام‌های سید محمد، سید روح‌الله و سید علی و یک دختر به یادگار مانده است.

یادواره سردار شهید سید جاسم نوری در اهواز

به منظور گرامیداشت یاد و خاطره رزمنده دلیر سردار شهید سید جاسم نوری از شهدای مدافع حرم استان خوزستان هشتمین یادواره این شهید با حضور اقشار مختلف مردم روز پنج‌شنبه یکم تیرماه سال 1402 در یادمان سردار سرلشکر شهید علی هاشمی واقع در گلزار شهدای اهواز با سخنرانی سردار علیرضا تنگسیری فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران برگزار شد.

سردار شهید سید جاسم نوری معروف به شیرمرد دجیل به‌عنوان آخرین فرزند خانواده سید جابر در پانزدهمین روز از اسفندماه سال 1346 در شهر حمیدیه خوزستان دیده به جهان گشود.

از ابتدای جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در جبهه حضور داشت و پس از حضور در عراق برای دفاع از حرمین شریفین اقدام به تشکیل لشکر حضرت عباس(ع) کرد و خدمات زیادی را انجام داد.

این دلیرمرد خوزستانی در روز پنج‌‌شنبه هفتم خردادماه سال 1394 در نزدیکی شهر الرمادی استان الانبار عراق مجروح شد و پس از انتقال به بیمارستان در مدینة الطب بغداد به شهادت رسید.

پس از شهادت، پیکر مطهر شهید نوری به کربلای معلا منتقل و با حضور اقشار مختلف مردم و رزمندگان عراقی و زائران ایرانی در بین‌الحرمین تشییع شد و بعد به ایران انتقال یافت.

پیکر شهید نوری پس از انتقال به ایران در روز یکشنبه دهم خرداد ماه سال 1394 به زادگاهش شهر حمیدیه منتقل شد و مردم این دیار با او وداع کردند.

پس از آن پیکر مطهر شهید سید جاسم نوری به اهواز انتقال یافت و با حضور اقشار مختلف مردم و خانواده شهدا تشییع شد و بنا به وصیتش در پایین مزار شهید مدافع حرم حبیب جنت‌‌مکان در قطعه 2 گلزار شهدای اهواز آرام گرفت.

از شهید سید جاسم نوری سه فرزند پسر به نام‌های سید محمد، سید روح‌الله و سید علی و یک دختر به یادگار مانده است.

یادواره سردار شهید سید جاسم نوری در اهواز

به منظور گرامیداشت یاد و خاطره رزمنده دلیر سردار شهید سید جاسم نوری از شهدای مدافع حرم استان خوزستان هشتمین یادواره این شهید با حضور اقشار مختلف مردم روز پنج‌شنبه یکم تیرماه سال 1402 در یادمان سردار سرلشکر شهید علی هاشمی واقع در گلزار شهدای اهواز با سخنرانی سردار علیرضا تنگسیری فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران برگزار شد.

سردار شهید سید جاسم نوری معروف به شیرمرد دجیل به‌عنوان آخرین فرزند خانواده سید جابر در پانزدهمین روز از اسفندماه سال 1346 در شهر حمیدیه خوزستان دیده به جهان گشود.

از ابتدای جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در جبهه حضور داشت و پس از حضور در عراق برای دفاع از حرمین شریفین اقدام به تشکیل لشکر حضرت عباس(ع) کرد و خدمات زیادی را انجام داد.

این دلیرمرد خوزستانی در روز پنج‌‌شنبه هفتم خردادماه سال 1394 در نزدیکی شهر الرمادی استان الانبار عراق مجروح شد و پس از انتقال به بیمارستان در مدینة الطب بغداد به شهادت رسید.

پس از شهادت، پیکر مطهر شهید نوری به کربلای معلا منتقل و با حضور اقشار مختلف مردم و رزمندگان عراقی و زائران ایرانی در بین‌الحرمین تشییع شد و بعد به ایران انتقال یافت.

پیکر شهید نوری پس از انتقال به ایران در روز یکشنبه دهم خرداد ماه سال 1394 به زادگاهش شهر حمیدیه منتقل شد و مردم این دیار با او وداع کردند.

پس از آن پیکر مطهر شهید سید جاسم نوری به اهواز انتقال یافت و با حضور اقشار مختلف مردم و خانواده شهدا تشییع شد و بنا به وصیتش در پایین مزار شهید مدافع حرم حبیب جنت‌‌مکان در قطعه 2 گلزار شهدای اهواز آرام گرفت.

از شهید سید جاسم نوری سه فرزند پسر به نام‌های سید محمد، سید روح‌الله و سید علی و یک دختر به یادگار مانده است.

شهید بایرام مهدوی

شهید اصغر بی غم

نگاهی کوتاه به زندگی بسیجی شهید ایمان(حجت) امینی قنواتی

بسیجی شهید ایمان(حجت) امینی قنواتی در پنجم مرداد سال 1348 در بهبهان دیده به جهان گشود و در نوجوانی همراه با دیگر رزمندگان از سوی بسیج به جبهه اعزام شد.

پس از حضور در جبهه روز هشتم تیر سال 1366 در عملیات نصر 4 در منطقه عملیاتی ماووت عراق شهد شیرین شهادت را نوشید و پیکر پاکش در قطعه 3 گلزار شهدای ردیف 10 مزار 22 آرام گرفت.

شهید ایمان امینی قنواتی در وصیت‌نامه‌اش نوشت: «ای ملت غیور سعی کنید که در زمان احتیاج پدرها همچو ابراهیم و فرزندان همچو اسماعیل و حتی بهتر از آن، آمادگی خود را در راه خدا اعلام نمایید و در زمانی‌که عزیزان خود را از دست می‌دهید چون زینب‌ها و ام کلثوم‌ها در مقابل دشمن استقامت کنید و صبور باشید.

مواظب فرزندان خود باشید تا به فساد اخلاقی و فکری تن در ندهند و خدای نخواسته ناامید نشوید، این را بدانید که کربلا رفتن خون می‌خواهد و به سادگی و رنج و زحمت هیچ کاری امکان‌پذیر نیست.

توصیه‌ام به دانش‌آموزان این است که جای شهدا را در پشت میزهای درس خالی نگذارید و مواظب باشید که در مدارس فسادهای اخلاقی و بی‌بند و باری‌ها به‌وجود نیاید، در صورت مشاهده به‌شدت با آن مبارزه کنید که در غیر این صورت شهدای دانش‌آموز هرگز شما را نمی‌بخشند.

خدایا تو خود بنگر که این عزیزان ما فرزندان ابراهیم چگونه اسماعیل‌وار به قربانگاه می‌شتابند و پیروزمندانه جان می‌دهند و می‌سوزند تا با کفر نسازند، می‌روند تا ایمان نرود، می‌میرند تا چراغ توحید نمیرد، آن وقت منافقان از پشت به انقلاب و اسلام خنجر می‌زنند.»

خاطراتی از شهید اردشیر(عمار) رهبر

خبر شهادت شهید عمار رهبر برادران بسیج به‌ویژه شهید قناطیر را بسیار متاثر کرده بود به‌طوری‌که مرتب برای این شهید اشک می‌‍ریخت.

مادر شهید رهبر در زمان شهادت فرزندش هم زینب‌وار صابر بود و مردم از روحیه بالای وی روحیه می‌گرفتند.

مادر اولین شهید باید این گونه باشد و در واقع خود خداوند به ایشان صبر و توان و استقامت عنایت کرده بود.

وقتی مراسم ختم و هفتمین روز شهید رهبر تمام شد، شهید قناطیر همراه با تعدادی از بسیجیان منطقه زیدون به منزل شهید رفتند، تا از مادر شهید دلجویی کنند. موقع خداحافظی مادر شهید رهبر اینقدر روحیه قوی و بالایی داشت که آنها را تا بیرون منزل و در کوچه بدرقه کرد و ضمن دادن روحیه، آنان را تسلی داده و گفت که شما همه فرزند من هستید و باید راه شهید را ادامه دهید و بسیج را فعال‌تر کنید، نگران ما نباشید و کاری به حرف دیگران نداشته باشید چون فرزندم خودش این راه را انتخاب کرده بود.

تصویری از تشییع شهدای گمنام در بخش رغیوه خوزستان

تصویری از تشییع شهدای گمنام در بخش رغیوه خوزستان

تصویری از تشییع شهدای گمنام در بخش رغیوه خوزستان

تصویری از تشییع شهدای گمنام در بخش رغیوه خوزستان

تصویری از تشییع شهدای گمنام در بخش رغیوه خوزستان

تصویری از تشییع شهدای گمنام در بخش رغیوه خوزستان

تصویری از تشییع شهدای گمنام در بخش رغیوه خوزستان

تصویری از تشییع شهدای گمنام در بخش رغیوه خوزستان

تصویری از تشییع شهدای گمنام در بخش رغیوه خوزستان

پیکر مطهر 2 تن از شهدای گمنام دوران هشت سال دفاع مقدس روز پنج‌شنبه 12 اسفند ماه سال 1395 همزمان با سالروز شهادت بی بی دو عالم حضرت فاطمه‌زهرا(س) در بخش رغیوه استان خوزستان تشییع شد.

یکی از شهدای گمنام، شهیدی است که 17 سال سن دارد و در عملیات محرم در منطقه عملیاتی شرهانی به شهادت رسید.

این فرزند زهرا(س) در 15 آبان ماه سال 1361 هجری خورشیدی در منطقه عملیاتی شرهانی شربت شهادت نوشید و نامش در دفتر شهدای اسلامی ثبت شد.

شهید دیگر بخش رغیوه خوزستان 31 ساله است که در عملیات بدر آسمانی شد و همچون حضرت فاطمه زهرا(س) سال‌ها گمنام و بی‌نشان در غربت بود.

این شهید بی‌نشان در تاریخ 19 اسفند ماه سال 1363 در شرق دجله آسمانی شد و در روز 12 اسفند ماه سال 1395 هجری خورسیدی مطابق با سوم جمادی‌الثانی سال 1438 هجری قمری میهمان بخش رغیوه استان خوزستان شد.

تصویری از تشییع شهدای گمنام در بخش رغیوه خوزستان

پیکر مطهر 2 تن از شهدای گمنام دوران هشت سال دفاع مقدس روز پنج‌شنبه 12 اسفند ماه سال 1395 همزمان با سالروز شهادت بی بی دو عالم حضرت فاطمه‌زهرا(س) در بخش رغیوه استان خوزستان تشییع شد.

یکی از شهدای گمنام، شهیدی است که 17 سال سن دارد و در عملیات محرم در منطقه عملیاتی شرهانی به شهادت رسید.

این فرزند زهرا(س) در 15 آبان ماه سال 1361 هجری خورشیدی در منطقه عملیاتی شرهانی شربت شهادت نوشید و نامش در دفتر شهدای اسلامی ثبت شد.

شهید دیگر بخش رغیوه خوزستان 31 ساله است که در عملیات بدر آسمانی شد و همچون حضرت فاطمه زهرا(س) سال‌ها گمنام و بی‌نشان در غربت بود.

این شهید بی‌نشان در تاریخ 19 اسفند ماه سال 1363 در شرق دجله آسمانی شد و در روز 12 اسفند ماه سال 1395 هجری خورسیدی مطابق با سوم جمادی‌الثانی سال 1438 هجری قمری میهمان بخش رغیوه استان خوزستان شد.

نگاهی کوتاه به زندگی شهید اردشیر(عمار) رهبر

شهید اردشیر(عمار) رهبر در روز بیست و یکم مردادماه سال 1341 در یک خانواده ساده زیست و مومن در سردشت زیدون از توابع شهرستان بهبهان چشم به دنیا گشود.

پدرش با کار بر روی زمین کشاورزی مخارج زندگی خود و خانواده‌اش را تامین می‌کرد و تلاش داشت که با کسب روزی حلال فرزندان خود را با طینتی پاک و خداجوی پرورش دهد.

شهید رهبر تا پایان تحصیلات راهنمایی مشغول تحصیل بود و از همان بدو پیروزی انقلاب اسلامی با شرکت در انجمن اسلامی مسجد و بسیج و در فعالیتهای تبلیغاتی، نقش ارزنده خویش را در وفاداری به اسلام و انقلاب اسلامی نشان داد.

اوقات فراغت خود را به مطالعه كتاب‌هاى مذهبى به‌ویژه كتاب‏هاى شهيد مطهرى و شهید آیت‌الله دستغيب و زندگی‏نامه ‏ دوازده امام(ع) سپری کرد.

بسیار انسان محجوب، صبور و مهربانی بود و یک الگو برای دیگر دوستانش در بسیج بود، بسیار نیروی پر جنب و جوش و باهوشی بود و در بسیج آرام و قرار نداشت.

عمار روحیه بسیار بالایی داشت و ارتباط قوی و عاطفی با شهید قناطیر مسئول بسیج منطقه زیدون داشت. در حالی‌که مسئول فرهنگی بسیج زیدون بود موقعی که در جبهه حضور نداشت، در کنار شهید قناطیر با هم به روستاهای منطقه سردشت سرکشی می‌کردند و به نیروهای بسیجی و مردم آموزش اسلحه و نیز کارهای فرهنگی انجام می‌دادند.

شهید رهبر و شهید قناطیر بسیار به هم علاقه‌مند و مانوس بودند، به‌طور شبانه‌روزی با هم فعالیت می‌کردند، وقتی برای سومین بار عازم جبهه بود خودش با بلندگو شعار می‌داد و مادرش هم با روحیه بالا شعارها را جواب می‌داد.

عمار در جبهه هم بسیار فعال و موثر بود، بعد از اعزام به منطقه شوش بر اثر اصابت ترکش به شدت مجروح شد که بعد از 12 روز و در بیمارستانی در شهر اصفهان در روز 14 مردادماه سال 1360 به فیض عظیم شهادت نائل آمد.

شهید اردشیر رهبر در سن 19 سالگی شهد شهادت را نوشید که پیکر پاکش با حضور خانواده، دوستان، همرزمان و بستگان تشییع شد و در گلزار شهدای شهر سردشت زیدون آرام گرفت.

محشر کبرای اهواز در تشییع پیکر پاک شهید علی هاشمی

محشر کبرای اهواز در تشییع پیکر پاک شهید علی هاشمی

سردار شهید حسن بهمنی

سردار شهید مهدی نریمی

شهید مدافع حرم امین منوچهری پور

نگاهی کوتاه به زندگی شهید حسن سرهادی

شهید حسن سرهادی روز 24 مهر سال 1344 در صالح‌آباد همدان چشم به جهان گشود. تحصیلاتش را تا سوم متوسطه ادامه داد و از طرف سپاه به جبهه اعزام شد و به عنوان تبلیغاتچی به ایفای مسئولیت پرداخت. او 20 شهریور سال 1365 در جزیره مجنون در اثر اصابت ترکش خمپاره توسط دشمن بعثی شهید شد ک پیکر پاکش در گلزار شهدای همدان آرام گرفت.

فوق‌العاده خوش‌اخلاق و با احترام بود، شخصیتی چند بعدی داشت هم مربی کنگ‌فو بود هم فعال سیاسی و فرهنگی و یکی از پایه‌گذاران اتحادیه انجمن اسلامی در همدان، از شاگردان مرحوم مسکین بود و به علوم قرآنی اهمیت زیادی می‌داد، خوش‌ذوق و باهوش بود و به فکر کمک به مردم.

پدرش تعریف می‌کرد که حسن از وقتی شروع کرد به نمازخواندن، هیچ وقت نشد بعد از نمازش به درگاه خدا استغاثه نکند و اشک نریزد.

مسئولیت انتشار نشریه‌ای به نام «ایثار» را در دوران دانش‌آموزی داشت و کار گردآوری یک نشریه را هم در واحد اطلاعات عملیات انجام می‌داد بسیار به آگاه کردن مردم حساس بود و در این راه از هیچ کاری دریغ نمی‌کرد.

خواهر شهید می‌گوید: «یادم نمی‌رود روزی را که خبر بازگشت پیکرش را دادند، چند روز پیکر مطهرش در آب مانده بود و یک طرف صورت زیبایش را ماهی‌‌ها خورده بودند، این صحنه دردناک هنوز که هنوز است از یادم نرفته و نمی‌رود.»

شهید حسن سرهادی در لبنان هم حضور داشت و یکی از پایه‌گذاران حزب‌الله بود، در آن مقطع هم زحمات بسیاری کشید و با فرمان امام(ره) برای دفاع از کشور به وطن برگشت و جانانه در راه دین و میهن جنگید.

نگاهی کوتاه به زندگی شهید جاویدالاثر صیدمراد فریدونی

شهید جاویدالاثر صیدمراد فریدونی در روستای چولهول شهرستان پلدختر چشم به جان گشود، به‌دلیل کمبود امکانات به‌مدرسه نرفت ولی از ملاهای محلی سواد خواندن و نوشتن را یاد گرفت، اوقات فراغت خود را به‌خواندن دعاهای چون کمیل و زیارت عاشورا سپری می‌کرد.

در کنار پدر به کشاورزی مشغول بود، سال 1357 ازدواج کرد که حاصل ازدواجش یک دختر و یک پسر بود که ۵ سال بعد از شهادتش پسر به پدر شهیدش پیوست، بسیار دلسوز، مهربان و شجاع بود هر جا نیاز به کمک بود به‌دیگران یاری می‌رساند.

دیگران را سفارش می‌کرد که این دنیا محل گذر است به‌فکر آخرت باشید و خانه آخرت خود را آباد کنید.

در دوران دفاع مقدس برادرش در جبهه مشغول گذراندن خدمت سربازی بود به‌وی عرض کرد به‌خاطر مادرم شما بمانید چون ممکن است هر دو نفرمان شهید شویم، گفت که شما وظیفه خود را انجام می‌دهید و من نیز به‌تکلیف خود عمل می‌کنم. در دهم فروردین سال 1365 در حالی‌که پسرش 40 روزه بود راهی جبهه شد. در آن لحظات آخر به‌همسرش می‌گوید: من به جبهه می‌روم تیر به سرم می‌خورد و شهید می‌شوم اما کمی برای شما ناراحتم چون پیکرم باز نمی‌گردد، همسر شهید در جوابش گفت که اگر واقعا اینطور است نرو، شهید گفت به‌خدا قسم اگر بال داشتم تا مناطق عملیاتی پرواز می‌کردم تا به تکلیفم عمل کنم.

شهید فریدونی، در محاصره نیروهای بعثی تیر به‌سرش اصابت کرد و روز 25 اردیبهشت 1365 در منطقه حاج عمران مزد کارهای نیک خود را با شهادت دریافت اما به‌دلیل محاصره پیکر پاک شهدا در منطقه ماند و به همراه دیگر همرزمانش جاویدالاثر شد.

نگاهی کوتاه به زندگی شهید احمدرضا عطار

شهید احمدرضا عطار در آبان سال 1335 در خانه‌ای محقر در بخش نفت‌سفید خوزستان دیده به جهان گشود نامش را به‌دلیل ارادت به محمد مصطفی(ص) و اهل بیت(ع) احمدرضا گذاشتند.

جوانی مودب و محجوب بود هنگام راه رفتن نگاهش را از زمین برنمی‌داشت گویا نمی‌خواست چشمش به گناهی آلوده شود سحر خیزی او از زمان طفولیت تا شهادت زبانزد اطرافیان بود.

با شروع جنگ تحمیلی به خرمشهر رفت اما ازدیاد نیرو چنان بود که ماندن در آنجا را بی‌فایده می‌دانست، پس از بازگشت در سازمان گسترش تولیدی عمرانی مشغول به‌کار شد، فعالیتش در سازمان طوری بود که گاهی اوقات تا پاسی از شب کار می‌کرد، در پاسخ به خانواده که او را از این طور کارکردن منع می‌کردند این بود که رضای خدا ساعت و وقت معینی ندارد.

در سال 1360 با دختری که از نظر فکری هم عقیده او بود ازدواج کرد، مدت کوتاهی پس از ازدواج دوباره عازم جبهه شد که اعزامش با عملیات والفجر مقدماتی مصادف بود، در این عملیات بر اثر اصابت تیر به کتفش به شدت مجروح شد به‌طوری که چندین بار مورد جراحی قرار گرفت.

در مسجد بلال منطقه سپیدار اهواز اذان می‌گفت و فعالیت‌های تبلیغاتی انجام می‌داد، همکاری مستمری با هیئت امنای مسجد و هیئت معتمد(شورای اسلامی محل) داشت، روز و شب خدمت می‌کرد و برای او خستگی وجود نداشت.

این جوان 30 ساله اهوازی از طریق بسیج در عملیات کربلای 4 شرکت کرد و در روز 4 دی سال 1365 در جزیره سهیل به فیض شهادت نائل آمد و پیکر پاکش در قطعه 2 گلزار شهدای اهواز، ردیف 16 مزار 19 آرام گرفت.