تربت پاک شهید عبدالمحمد حسنی در قطعه یک گلزار شهدای اهواز



سردار شهید هوشنگ تلغری نخستین فرمانده نیروهای مسجدسلیمان در دوران دفاع مقدس یکم دی سال 1337 در روستای هفت شهیدان دیده به جهان گشود.
دوران کودکی را در همان روستا پشت سرنهاد و بعد از دوره ابتدایی به شهر مهاجرت کرد، در دوران دبیرستان با اندیشههای امام آشنا شد و به صف مبارزین علیه رژیم طاغوت پیوست.
سال 1356 پس از دریافت دیپلم به سربازی رفت ولی بعد از فرمان امام با اسلحهاش از پادگان فرار کرد و در خانه یکی از اقوام پنهان شد.
در دوران دفاع مقدس، طرز کار با سلاحهای سنگین را فرا گرفت و در سوسنگرد به فرماندهی سردار شهید علیرضا پورکیان در برابر دشمن ایستاد که روز 9 بهمن سال 1359 در حوالی سوسنگرد شربت شهادت را نوشید و پیکر پاکش در روستای هفت شهیدان مسجدسلیمان آرام گرفت.
شهید هوشنگ تلغری در وصیتنامهاش نوشته است: «من كه يک انسان ناچيزى هستم، در زمان اين زندگى ناپايدار هميشه دنبال اين بودم كه چگونه زندگى كنم تا يک انسان يا يک مسلمان واقعى باشم، میگشتم، ولى متاسفانه يا خوشبختانه آن طورى كه میخواستم موفق نشدم و دليل موفق نشدنم نگاه كردن به زندگى 21 سالهام و نيز محيط خانوادهام وجود زندگىام بود.
بهترين دامن براى من خدمت به اسلام و الله برگزيدن شهادت است و میدانم كه اين شهادت خون را در رگهای برادرانم و هر كس كه اسلام را میخواهد به جوشش در خواهد آورد. تا از تنبلى و سستى و ضعيف النفسى به درآيند، اباذروار و علىوار زندگى كنند تا دوباره ستمگران نتوانند بر آنها مسلط شوند و اسلام على را نابود كنند و اين طور نمايانند كه بدبختى ما از اسلام است.»
سردار شهید هوشنگ تلغری به واسطه رشادتهایی که در دوران دفاع مقدس از خود نشان داد به ارتش تک نفره معروف بود.
شهید تلغری در یکی از عملیاتها با رشادت خود اجازه عبور دشمن را از پل سابله نداد و زیر این پل هم ماند، هر چه به او میگفتند که دشمن در حال پیشروی سمت این پل است نیروهای خودی به اندازه کافی نیستند که جلو دشمن را بگیرند باید عقبنشینی کنیم اما او گفت من میمانم و دشمن نمیتواند از پل سابله عبور کند.
زیر پل سابله ماند، اولین تانکی که وارد حریم پل شد شهید تلغری با آرپیچی که در دست داشت آن را به آتش کشید، دیگر تانکها که فکر کردند افراد زیادی زیر پل کمین کردهاند، سراسیمه عقبنشینی کردند.
راوی: سید علیرضا مرعشیپور از رزمندگان دفاع مقدس

سردار شهید هوشنگ تلغری نخستین فرمانده نیروهای مسجدسلیمان در جبهههای حق علیه باطل است که در تاریخ یکم دی ماه سال 1337 دیده به جهان گشود.
این دلیرمرد خوزستانی در ماههای نخستین جنگ تحمیلی یعنی در 9 بهمن سال 1359 در حوالی سوسنگرد شربت شهادت نوشید و آسمانی شد.
بسم الله الرحمن الرحيم
من كه يك انسان ناچيزى هستم، در زمان اين زندگى ناپايدار هميشه دنبال اين بودم كه چگونه زندگى كنم تا يك انسان يا يك مسلمان واقعى باشم، مي گشتم، ولى متاسفانه يا خوشبختانه آن طورى كه مي خواستم موفق نشدم و دليل موفق نشدنم نگاه كردن به زندگى 21 سالهام و نيز محيط خانوادهام وجود زندگىام بود.
بهترين دامن براى من خدمت به اسلام و الله برگزيدن شهادت است و مي دانم كه اين شهادت خون را در رگ هاى برادرانم و هر كس كه اسلام را مي خواهد به جوشش در خواهد آورد. تا از تنبلى و سستى و ضعيف النفسى به در آيند
اباذروار و علىوار زندگى كنند تا دوباره ستمگران نتوانند بر آنها مسلط شوند و اسلام على را نابود كنند و اين طور نمايانند كه بدبختى ما از اسلام است.
من از برادران و خواهران مي خواهم كه از هوى و هوس دنيا دست بردارند زيرا اسلام از همه اينها مهمتر است لااقل اگر مي خواهيد زندگى كنيد روش زندگى على(ع) را در پيش گيريد از ستمگران نترسيد و آنها را بگوييد و در برابر ستمديدگان محترم باشيد و مهربانى با آنها رفتار كنيد.
اگر در خانه گلى زندگى مىكنيد در خود ايجاد ضعف نكنيد زيرا اگر اسلام را داشته باشيد مانند اين است كه همه چيز را داريد و زندگى را فقط براى ثروت بيشتر نخواهيد زيرا اين مال، اين جان، واقعا بىارزش است كه در راه امام خمينى صرف شود چون او مي خواهد حكومت على را زنده کند تا مردم از بدبختی و ضلالت نجات پیدا کنند، این را نیز بدانید که در حکومت علی فقر نيست، ستم نيست، نابرابرى نيست، نژاد پرستى نيست، عدالت هست، انسانيت هست، سطح آگاهى مردم بايد بالا برود تا به خاطر كوچكترين مسئله با هم درگير نشوند و خلاصه هر كس آجرى بلند كند ساختمان اسلام مستحكم خواهد شد.
بنده به خاطر اين كه بتوانم آجرى بلند كنم تا ساختمان اسلام ساخته شود راه جنگ با دولت ضد اسلام عراق را برگزيدم، به اميد پيروزى اسلام در تمام جهان و در پايان وصيت البته بنده از دنيا چيزى كه ندارم ولى اگر چيزى از من باقى مانده است فقط در راه خدا خرج كنيد و اگر جسد من به دستتان افتاد آن را در كنار مردم بگذاريد و سنگ قبر مرا از سنگ هاى معمولى و خلاصه اينكه بسيار ساده باشد.
بعد از مرگ من بايد شادى كنيد زيرا كه در راه اسلام است. مرگ بر امپرياليسم آمريكا و تمام بستگان و طرفدارانش و مرگ بر كمونيست بين المللى.

