مرزبان شهید پژمان شاهونوند


مرزبان شهید پژمان شاهونوند در سال 1369 در اندیمشک دیده به جهان گشود و چند سال بود که برای خدمترسانی به کشور خود وارد مرزبانی شده است.
این جوان اندیمشکی جمعه دوم آبانماه سال 1392 در درگیری مرزبانان هنگ مرزی سراوان در استان سیستان و بلوچستان با اشرار مسلح به همراه چند تن از همرزمان مرزبانش از جمله شهید احمد لنگری از بجنورد، سرباز وظیفه شهید محمد صادقینژاد از قوچان، محمد قرایی، امید پارادال، امین آبراش، مهدی عارفی، حامد عبدالهی، مهدی زبردست، حمید لزگی، سعید فتنقریی، مسعود معصومی، سید علی سیادت و محمد سلیمانی به شهادت رسید.
پیکر پاک شهید پژمان شاهونوند پس از انتقال به استان خوزستان روز سهشنبه ششم آبانماه سال 1392 با حضور اقشار مختلف مردم، خانوادههای معظم شهدا، ایثارگران و رزمندگان هشت سال دفاع مقدس در اندیمشک تشییع شد و مردم خوزستان این مرزبان را تا دروازههای بهشت بدرقه کردند.
شهید پژمان شاهونوند در 23 سالگی شهد شیرین شهادت را نوشید و پیکر پاکش پس از تشییع در گلزار شهدای اندیمشک آرام گرفت.



_jvgl.jpg)




سرباز جاویدالاثر شهید مسعود آرزومند در روز شانزدهم تیر سال 1340 در شهر هفتگل دیده به جهان گشود که مادر مهربانش او را با تربیت اسلامی پرورش داد.
در کودکی راهی مدرسه شد، دوران ابتدایی را در دبستان آسماری و دوره راهنمایی را در مدرسه 17 شهریور زادگاهش پشت سر نهاد.
در دوره دبیرستان رشته علوم تجربی را انتخاب کرد، در کلاس دوم دبیرستان درس میخواند که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، او همپای دیگر مردم هفتگل در محافل و مجالس مذهبی فعالیت میکرد و در برنامه سخنرانی روحانیون متعهد به انقلاب حضور مییافت.
در دوره نوجوانی نیز همراه دیگر مردم شهر در راهپیماییها و تظاهرات علیه ژریم پهلوی شرکت میکرد و برای پیروزی انقلاب اسلامی از هیچ کوششی دریغ نمیکرد.
دانشآموزی بسیار شوخطبع و خوشبرخورد بود، به دوستانش علاقه زیادی نشان میداد و برای درس اهمیت ویژهای قائل بود.
در دوران تحصیل از شاگردان ممتاز مدرسه بود که پس از پیروی انقلاب تحصیلات خود را با موفقیت به پایان رساند. پس از دریافت مدرک دیپلم و در دوران جوانی به سربازی اعزام شد که در ژاندارمری آن زمان مشغول گذراندن خدمت خود شد.
هنوز دوره سربازی این دلیرمرد خوزستانی به پایان نرسیده بود که در تاریخ پنجم مهرماه سال 1359 در روزهای نخستین جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به فیض شهادت نائل آمد ولی پیکر مطهرش هنوز به وطن بازنگشته است.
شهید مسعود آرزومند در سن 19 سالگی در پلیس راه اهواز به خرمشهر شهد شیرین شهادت را نوشید که برای گرامیداشت نامش یادبودی در گلزار شهدای شهر هفتگل بنا شده است.


سرباز شهید ولیالله چامیپور فرزند علی است که تاریخ 27 شهریورماه سال 1365 در بهبهان دیده بهجهان گشود.
وی در دوران جوانی به خدمت سربازی اعزام شد و مشغول گذراندن سربازی خود در نیروی انتظامی بود.
این جوان خوزستانی در زمان انجام ماموریت در تاریخ 19 تیر ماه سال 1386 در روستای خورخورا شهرستان سلماس استان آذربایجان غربی به فیض شهادت نائل آمد و آسمانی شد.
پیکر پاک شهید ولیالله چامیپور پس از شهادت از استان آذربایجان غربی به خوزستان انتقال یافت و با حضور اقشار مختلف مردم، خانوادههای معظم شهدا و ایثارگران تشییع شد.
شهید ولیالله چامیپور در سن 20 سالگی شهد شیرین شهادت را نوشید و پیکر پاکش پس از تشییع در روستای اسلام آباد جولکی آرام گرفت.

سردار سرتیپ شهید حاج سید بیوک خلیلی فرمانده گردان محمد رسول الله(ص) آذربایجان غربی چهارم مرداد سال 1341 در یک خانواده کارگر و متدین در شهرستان شاهین دژ دیده به جهان گشود.
از همان دوران کودکی از هوش و استعداد عجیبی برخوردار بود. عشق به خدا و ائمه اطهار(ع) بر تار و پود وجودش تنیده شده بود. رفتار و گفتارش از مکتب حضرت سیدالشهداء(ع) سرچشمه گرفته بود. وقتی قرآن تلاوت میکرد، جان تازهای در کالبدش دمیده میشد که همین طراوت و تازگی از او مردی خدایی ساخت،
قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در پخش اعلامیههای انقلابی و دیوار نویسی فعالیت انقلابی خود را آغاز کرد، بعدها در دانشگاه افسری ژاندارمری قبول و با رتبه عالی فارغالتحصیل و بلافاصله برای رکن دوم ستاد ژاندارمری انتخاب شد ولی به علت دوری از منطقه آن را نپذیرفت چون منطقه تحت تهدید احزاب منحله کومهله و دموکرات بود.
برای خدمت به ژاندارمری منطقه آذربایجان غربی منتقل شد و در طول خدمت در کلیه عملیاتها نقش بهسزایی داشت، یکی از طراحان بزرگ عملیاتهای جنگی بود که دوره تکاوری را در لشکر 58 ذوالفقار گذراند.
در عملیاتهای گوناگونی از جمله عملیات قادر، عملیات فتح، عملیات کربلای 2، عملیات کربلای 7، عملیات لیله القدر و بیش از 95 عملیات در مرزهای آذربایجان غربی به عنوان فرمانده گردان در خدمت اسلام و مسلمین بود.
آن قدر با دشمنان جنگیده بود که کومهله و دموکرات برای سرش جایزه تعیین کردند تا اینکه 17 مرداد سال 1367 در یک درگیری شجاعانه در مرز سرو پس از کشتن تعدادی از افراد حزب دموکرات به فیض شهادت نائل آمد که پیکر پاکش را سوزاندند.

صبح روز شنبه 28 مردادماه سال 1402 ماموران انتظامی شهرستان مسجدسلیمان در اجرای حکم قضائی جهت دستگیری سارق مسلح به محل اختفای او اعزام شدند.
در این عملیات سارق به محض مشاهده پلیس اقدام به تیراندازی کرد که استواریکم سعید پویان بر اثر اصابت گلوله مجروح و به بیمارستان منتقل شد که به دلیل شدت جراحات وارده به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
پیکر پاک شهید سعید پویان از شهدای مدافع امنیت استان خوزستان عصر روز دوشنبه 30 مردادماه سال 1402 همزمان با شب شهادت دختر دردانه امام حسین(ع) حضرت رقیه خاتون(س) در شهر باغملک تشییع شد.
در این آیین که از بیمارستان شهید طباطبایی باغملک آغاز شد اقشار مختلف مردم از نقاط گوناگون کشور از جمله اهواز، قلعه تل، هفتگل، رامهرمز، صیدون، میداوود و ایذه حضور داشتند.
همچنین جمعی از خانوادههای معظم شهدا، ایثارگران، رزمندگان اسلام، مدافعان حرم و بسیجیان در آیین تشییع پیکر پاک شهید سعید پویان از شهدای مدافع امنیت استان خوزستان شرکت کردند و یادش را گرامی داشتند.
حاضران در در آیین تشییع پیکر پاک شهید سعید پویان از شهدای مدافع امنیت استان خوزستان با ندای الله اکبر، لا اله الا الله، محمد رسول الله این لاله گلگون را تا دروازههای بهشت بدرقه کردند.
مردم شهرستان باغملک به همراه دیگر شرکت کنندگان در مراسم تشییع، پیکر پاک و مطهر شهید مدافع امنیت سعید پویان را تا گلزار شهدای این شهر بدرقه کردند تا در جوار شهیدان گلگون کفن این دیار آرام بگیرد.
پس از برگزاری آیین تشییع، پیکر مطهر شهید مدافع وطن سعید پویان در گلزار شهدای باغملک در نزدیکی تربت پاک سردار شهید صحنعلی تاراس، سردار شهید امید فرجیزنگنه، سرباز شهید مرتضی حشمان و شهید مدافع سلامت محمد خلیلی آرام گرفت.
همچنین به مناسبت شهادت مدافع امنیت شهید سعید پویان به همت جمعی از جوانان باغملکی هیئت عزاداری زنجیرزنی، سینه زنی و دمام زنی ثارالله مسجد جامع باغملک یک ایستگاه صلواتی در مسیر تشییع شهید در خیابان شهید بهشتی بر پا شد.



شهید مدافع سلامت علی شجاعی نهم فروردین سال 1353 در بهبهان دیده به جهان گشود، تحصیلات خود را تا کاردانی رشته دینی و عربی ادامه داد، سپس وارد نیروی انتطامی شد. بعد از ازدواج مدرک کارشناسی را در رشته حقوق گرفت. علاقه زیادی به کارش داشت. خودش را خادم مردم میدانست و هر کاری برای حفظ امنیت مردم انجام میداد.
شهید علی شجاعی پرسنل کادر انتظامی شهرستان آغاجاری، هنگام شیوع همهگیری ویروس منحوس کرونا جهت جلوگیری از ورود افراد غیر بومی به شهر به کرونا مبتلا شد و 15 فروردین سال 1400 در بیمارستان رازی اهواز به شهادت رسید.
همسر شهید میگوید: «علی در یک خانواده پر جمعیت متولد شد. خانوادهای با دو برادر و هفت خواهر. پدرش از راه دامداری و کشاورزی رزق حلال خانه را کسب و برای گذران زندگی بسیار تلاش میکرد. علی و دیگر برادرانش برای کمک به پدر کنار او کار میکردند. خوب به یاد دارم گاهی از روزهای سخت زندگی در تأمین مخارج و مایحتاج خانواده صحبت میکرد و میگفت، برخی اوقات مجبور بودم علاوه بر کمک به پدرم در امور دامداری و کشاورزی، برای دیگر هم محلیهایمان کارگری کنم تا کمک خرج خانه باشم.
شرایط کاری علی طوری بود که از شهادت برای من صحبت میکرد. همان زمانی هم که کرونا آمده بود میگفت خانم شاید همین کرونا بهانه شهادت ما شود. حرفهایی که من باورشان نکردم.
ماموریت همسرم و همکارانش در اوج کرونا، حفاظت از شهرها و مکانهایی بود که منع آمد و شد داشت. در یکی از مأموریتها در تماس با مردم دچار بیماری کرونا شد و به علت وخامت حال بستری و به شهادت رسید.»







شهید مدافع امنیت هادی کنعانی بیست و چهارم آذر سال ۱۳۶۰ در یک خانواده پرجمعیت در آبادان چشم به جهان گشود، هفت خواهر و دو برادر دارد که خود کوچکترین فرزند خانواده بود.
در نوجوانی اوقات و فراغت خود را همراه دوستانش در مسجد سپری میکرد، در دبیرستان رشته ریاضی فیزیک را انتخاب کرد و در این رشته دیپلم گرفت.
بعد از گرفتن دیپلم به خدمت سربازی رفت و سپس در نیروی انتظامی جذب و مشغول خدمت شد.
در سال ۱۳۸۶ با یک بانوی متدین ازدواج کرد که صاحب یک پسر شد و پسر دیگرش نیز پس از شهادت پدر بهدنبا آمد، در طول زندگی مشترک خود که ۱۴ سال طول کشید، برای همسرش یک همراه خوب و نقش یک حامی را ایفا کرد، همچنین برای پسرش نیز پدری مهربان و دلسوز بود.
در کلانتریهای زیادی در سراسر خوزستان خدمت کرد که در محل خدمت خود برای مردم پدرانه دلسوزی میکرد.
خیلی مهربان بود ولی در هنگام کار مصمم و قاطع و تمام تلاشش را به کار میبست که حق کسی ضایع نشود.
آنقدر دلسوز مردم بود که همراه با تعدادی از همکارانش صندوقی را تشکیل داده بودند و ماهیانه مقداری از حقوق خود را به نیازمندان و مستضفعان اختصاص دادند.
بسیار خانوادهدوست بود و به پدر و مادر خود علاقه زیادی داشت به طوری که مانند یک خادم به آنها خدمت میکرد.
شهید هادی کنعانی رئیس پلیس اطلاعات و امنیت فرماندهی انتظامی شهرستان کارون ۲۸ آبان سال ۱۴۰۰ در درگیری با سارقان مسلح در قلعهکنعان به درجه رفیع شهادت نائل آمد که پیکر پاکش پس از تشییع در شهرستان کارون، در گلزار شهدای اهواز آرام گرفت.






شهید مدافع امنیت مهدی آزمون بیستم بهمن سال 1361 در شهر صیدون چشم بهجهان گشود و در دوران جوانی به نیروی انتظامی پیوست.
وی معاون کلانتری 11 آبادان بود که سهشنبه شانزدهم شهریور سال 1400 در درگیری با شرور فراری مجروح شد و پس از انتقال به بیمارستان شهد شیرین شهادت را نوشید.
پیکر پاک شهید آزمون پس از تشییع در آبادان به زادگاهش انتقال یافت و در شهرک شهید رضائیان صیدون آرام گرفت.
شهید آزمون در سن 39 سالگی بهشهادت رسید و از او یک پسر و 2 دختر بهیادگار مانده است.
دختر شهید مهدی آزمون میگوید: «همیشه با وجود خستگی با روی خندان به خانه میآمد و با ما بازی میکرد؛ صبح روز شهادتش، ساعت ۱۰ صبح به خانه آمد و گفت که شیفتش بعد از ظهر است، آن روز ناهار کمی دیر آماده شد و پدرم بدون خوردن ناهار رفت، چون آدم دقیقی بود و میخواست سر ساعت در محل کارش حاضر شود، با خنده گفت شب میآیم و با هم به گردش میرویم.
ما بچهها خیلی به پدرمان وابسته بودیم، هیچوقت بدون او جایی نمیرفتیم، به همه کارهایمان رسیدگی میکرد و هر چه میخواستیم برایمان تهیه میکرد.
در تمام کارها و درسهایم با پدرم مشورت میکردم، وقتی تیزهوشان قبول شدم، پدرم جلوی دوستانش با شادی از من تعریف میکرد، همیشه باعث افتخار من در مدرسه و محله بود، حالا که شهید شده من هم میخواهم طوری زندگی کنم که پدر شهیدم به من افتخار کند.
پدرم راهیان نور را خیلی دوست داشت، به یاد او پیش شهدا رفتم، تصمیم دارم بهخاطر پدرم که همیشه از چادر پوشیدن من لذت میبرد، همیشه چادر سر کنم.»


سرباز شهید نجات زمانپور فرزند دوست محمد است که در سال 1355 دیده به جهان گشود و در دوران جوانی به خدمت سربازی اعزام شد.
این دلیرمرد خوزستانی در تاریخ 27 فروردین سال 1376 حین انجام خدمت سربازی به فیض شهادت نائل شد و نامش در زمره شهدای اسلام ثبت شد.
پس از شهادت پیکر پاک و مطهر سرباز شهید نجات زمانپور به شهر مسجدسلیمان انتقال یافت و با حضور اقشار مختلف مردم، خانوادههای معظم شهدا، ایثارگران و جمعی از مسئولان محلی در این دیار تشییع شد.
سرباز شهید نجات زمانپور در سن 21 سالگی در اشنویه استان آذربایجان غربی شهد شیرین شهادت را نوشید و تربت پاکش در قبرستان چهاربیشه مسجدسلیمان تا ابد زیارتگاه عاشقان است.

سرباز شهید مهدی بهرامی 30 شهریورماه سال 1361 بهعنوان سومین فرزند در روستای دلی شهرستان باغملک دیده به جهان گشود و بعد از مدتی به همراه خانواده به شهر هفتگل مهاجرت کردند.
پدر شهید مهدی بهرامی میگوید: «بسیار مهربان، صمیمی و اخلاق و رفتارش برای دوستان و آشنایانش الگو بود.
همیشه در کارهای خانه به مادر کمک می کرد، یار و یاور پدر و با برادران و خواهرهایش دوستی صمیمی بود، با بستگان مهربان و با هم کلاسیهایش خوشرفتار بود.
در مدرسه دانشآموزی با انضباط بود، هیچکس را از خود نمیرنجاند، به نماز اول وقت اهمیت ویژهای میداد و پایبند به رعایت مسائل شرعی بود.»
تحصیلات خود را در مدارس شهر هفتگل تا مقطع دیپلم ادامه داد و پس از آن برای گذراندن خدمت به سربازی رفت.
برای خدمت در نیروی انتظامی پذیرفته شد و پس از پایان دوره آموزشی به سیستان و بلوچستان اعزام شد، چند ماهی از سربازیاش را در پاسگاه سوز گز خاش گذراند که 27 تیرماه سال 1381 هنگام گشتزنی در مرز، توسط قاچاقیان مسلح، غریبانه به شهادت رسید.
پیکر پاک سرباز شهید مهدی بهرامی بههمراه دو شهید دیگر با حضور اقشار مختلف مردم، خانوادههای شهدا، علمای اهل تسنن و تشیع در زاهدان تشییع شد و سپس به خوزستان انتقال یافت.
پیکر شهید بهرامی در روز یکم مردادماه سال 1381 همزمان با شب شهادت حضرت زهرا(س) بر دستان هزاران نفر از مردم قدرشناس هفتگل از مسجد حضرت حجت(عج) تا دروازههای بهشت بدرقه شد و پس از آن در گلزار شهدای این شهر آرام گرفت.
شهید مهدی بهرامی در سن 20 سالگی به فیض شهادت نائل آمد و مجرد بود.




_y11o.jpg)
