نگاهی کوتاه به زندگی بسیجی شهيد علی‌ بخش‌ پايرون

https://s6.uupload.ir/files/%D8%B4%D9%87%D9%8A%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A8%D8%AE%D8%B4%E2%80%8C_%D9%BE%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D9%88%D9%86%E2%80%8C_jk5g.jpg

بسیجی شهيد علی‌بخش‌ پايرون هجدهم ارديبهشت سال 1317 در شهرستان ملاير چشم به جهان گشود، در کودکی راهی مدرسه شد و تا دوم ابتدايی درس خواند. شغلش تعميركار خودرو بود. سال 1341 ازدواج كرد که 2 پسر و سه دختر از او به یادگار مانده است.

از سوی بسيج رهسپار جبهه شد و دوم فروردين سال 1361 در جبهه شوش به شهادت رسيد که پیکر پاکش در بهشت زهرای انديمشک آرام گرفته است.

شهيد علی‌بخش‌ پايرون در وصیت‌نامه‌اش نوشت: «درود بر امام‌ امت‌، رهبر كبير امام‌ خميني‌ و سلام‌ بر شهيدان‌ طول‌ تاريخ‌، اينک لحظه‌ای‌ است‌ برای‌ من‌ كه‌ در اين‌ ساعت‌ چند سخنی‌ را با شما ملت‌ مسلمان‌ می‌گويم‌، عازم‌ جبهه‌ هستم‌ تا بر عليه‌ كافران‌ بعثی‌ كه‌ به‌ آب‌ و خاک وطن‌ اسلامی‌ ما تجاوز كرده‌ و مردم‌ شهرهای‌ ما را با هواپيماهای‌ روسی‌ و توپ‌ها به گلوله‌ می‌بندند و به‌ كودكان‌ شش‌ ماهه‌ نيز رحم‌ نمی‌كنند، نشان‌ بدهم‌ كه‌ هميشه تجاوزگر رفتنی‌ است‌ و حق‌ پا بر جاست‌.

فرمان‌ امام‌ را لبيک‌ گفته‌ و به‌ جبهه‌ می‌روم تا راه‌ شهيدان‌ را ادامه‌ دهم‌ و به‌ اين‌ منافقان‌ از خدا بی‌خبر نشان‌ دهم‌ كه‌ اسلام‌ نابود شدنی‌ نيست‌ و با هر جوانی‌ كه‌ به‌ خاک‌ می‌افتد چند تن‌ ديگر بلند می‌شوند و راه‌ آنها را ادامه‌ می‌دهند.

اما از ملت‌ ايران‌ خواهانم‌ كه‌ راه‌ شهيدان‌ انقلاب‌ اسلامي‌ را پاس‌ نهند. من‌ افتخار می‌كنم‌ كه‌ به‌ اين‌ راه‌ می‌روم‌ اميدوارم‌ كه‌ بعد از من‌ راه‌ من‌ را ادامه‌ داده‌ و نگذاريد كه‌ اين‌ منافقان‌ شما را منحرف‌ كرده‌ با آنها مبارزه‌ كرده‌ و هيچ‌وقت‌ از راه‌ اسلام‌ باز نايستيد.»

نگاهی کوتاه به زندگی شهید فرامرز رضایی‌ میرقائد

https://s6.uupload.ir/files/769817_356_u7zf.jpg

بسیجی شهید فرامرز رضایی‌میرقائد بیست و یکم آذر سال 1342 در اندیمشک به‌دنیا آمد، در نوجوانی برادرش شهید عزت‌الله رضایی‌میرقائد به شهادت رسید که در روحیه‌اش تاثیر به‌سزایی گذاشت، در نوجوانی ازدواج کرد.

در چهارده سالگی به جبهه رفت. وقتی دشمن بعثی توسط 54 هواپیما شهر اندیمشک را زیر بمباران گرفت به کمک مجروحین و زیر آوار مانده‌ها رفت که چهارم آذر سال 1365 بر اثر اصابت ترکش به گلویش شهد شیرین شهادت را نوشید و پیکر پاکش در گلزار شهدای اندیمشک آرام گرفت.

شهید فرامرز رضایی‌میرقائد در وصیت‌نامه‌اش نوشته است: «من خيلی به درگاه خداوند ناليده و گريه كرده‌ام و از او حاجت خواسته‌ام تا مرا به آرزوی نهايی خود به درجه شهادت برسم. اما تا كنون هر چه در زده‌ام، گريه كرده‌ام جواب نشنيده‌ام، اميدوارم كه به‌زودی بشنوم.

برادرانم من شما را به‌عنوان رساننده پيام خود به‌سوی جامعه معرفی می‌كنم كه فقط بعد از شهادت ما ناله نكنيد بلكه علاوه بر اينكه ناله نمی‌كنيد پيام من و ساير شهدا را به گوش مردم برسانيد، شهادت كه محتوای آن دل كندن از دنيای پوچ و بی‌وفاست و انقلاب درونی جهت رسيدن به لقاءالله است.

برادران من ای تمام کسانی كه ندای پيكر آكنده به خون مرا می‌شنويد به شما وصيت می‌کنم وای بر شما، اگر كه در اين شرايط بر سر مال و منال دنيا جنگ و دعوا می‌كنيد، به‌سوی خدا پرواز کنيد و آخرت و روز محشر و آتش جهنم را در نظر بگيريد والا پشيمان خواهيد شد و من احساس می‌کنم که برادران از من سبقت گرفته و به‌خداي خود لبيک گفته، چون ايمانشان از من بيشتر بوده [است].»

یادمان شهید محمدرضا سبحانی در سوسنگرد

شهید امیرهوشنگ شفیعی از شهدای دوران دفاع مقدس شهرستان بهبهان

شهید مدافع حرم نادر حمید از شهرستان باوی

جانباز شهید سید مجتبی علمدار

جانباز شهید سید مجتبی علمدار

جانباز شهید سید مجتبی علمدار

جانباز شهید سید مجتبی علمدار

جانباز شهید سید مجتبی علمدار

جانباز شهید سید مجتبی علمدار

جانباز شهید سید مجتبی علمدار

جانباز شهید سید مجتبی علمدار

نگاهی کوتاه به زندگی سرباز شهید مجید حریزاوی‌ مقدم

سرباز شهید مجید حریزاوی‌مقدم سيزدهم فروردين‌ماه سال 1347 در شهرستان اهواز دیده به جهان گشود، پدرش بدير نام دارد که كارمند شركت راه‌آهن بود.

در جوانی به سربازی رفت و از سوی یگان محل خدمتش به جبهه‌های حق علیه باطل اعزام شد که در روز بيست و ششم ارديبهشت‌ماه سال 1367، در منطقه عملیاتی شلمچه به‌فیض شهادت نائل آمد و به قافله شهیدان پیوست.

پس از شهادت پیکر پاک و مطهر شهید مجید حریزاوی‌مقدم از منطقه عملیاتی به شهرستان شوش دانیال انتقال یافت و با حضور اقشار مختلف مردم و جمعی از خانواده‌های معظم شهدا و ایثارگران تشییع شد.

شهید مجید حریزاوی‌مقدم در سن 20 سالگی شهد شیرین شهادت را نوشید و پیکر مطهر در کنار دیگر شهیدان در گلزار شهدای شوش دانیال آرام گرفت.

یادبود شهید محمد شمخانی در یادمان شهدای هویزه

تربت پاک و مطهر شهید امین سلطانی در یادمان شهدای هویزه

تربت پاک و مطهر شهید عباس افشاری در یادمان شهدای هویزه

تربت پاک و مطهر شهید محمود صالح زاده در یادمان شهدای هویزه

دانش آموز شهید محمد دلجو از شهدای هویزه

سرباز شهید رحمان طیبی

سرباز شهید رحمان طیبی

نگاهی کوتاه به زندگی دانش‌آموز شهید سید حسن سواری

دانش‌آموز شهید سید حسن سواری(فاضلی) بیستم آذر سال 1379 در اهواز دیده به جهان گشود، در دوران کودکی وارد مدرسه شد، هنوز به درس خواندن اشتغال داشت و دیپلم نگرفته بود.

در صبح روز شنبه 31 شهریور سال 1397 به منظور تماشای رژه نیروهای مسلح به مناسبت هفته دفاع مقدس در بلوار قدس اهواز حضور داشت که هدف تیر کین ‌تروریست‌ها قرار گرفت و به همراه 22 نفر دیگر مظلومانه به شهادت رسید.

پیکر پاک شهید سواری و دیگر شهیدان روز دوم مهر با حضور باشکوه مردم از سراسر کشور در اهواز تشییع شد و پس از آن به همراه هفت تن از شهدای اهوازی به گلزار شهدای اهواز انتقال یافت و در قطعه شهدای حله آرام گرفت.

حجت‌الاسلام سید حسین سواری برادر شهید سید حسن سواری می‌گوید: «برادرم دانش‌آموز سال آخر دبیرستان در رشته انسانی بود. قصد داشت به سپاه پاسداران بپیوندد و برای دفاع از مسلمانان مظلوم به سوریه برود. تمام اتاقش را با عکس شهدا تزئین شده بود، دوست داشت مدافع حرم شود، اما قسمتش شهادت در خاک وطنش شد.

عاشق شهادت بود و برای شهدا ارزش زیادی قائل می‌شد. شهید صیادشیرازی را خیلی دوست داشت. حافظ قرآن و بسیجی فعال بود و از بچگی در محرم خادمی امام حسین(ع) را می‌کرد

آیت‌‌الله محسن حیدری نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان درباره برخی از ویژگی‌های شهید سید حسن سواری می‌گوید: «این شهید یک نوجوان بود ولی با این سن کم موکبی را راه اندازی کرد و به عزاداران حسینی خدمت می‌کرد. یک رابطه تنگاتنگی با حضرت سیدالشهدا(ع) داشت و در عالم دیگری سیر می‌کرد.»

سردار سرلشکر شهید سید محمدحسین علم الهدی

سردار سرلشکر شهید سید محمدحسین علم الهدی

سردار سرلشکر شهید سید محمدحسین علم الهدی

سردار سرلشکر شهید سید محمدحسین علم الهدی

سردار سرلشکر شهید سید محمدحسین علم الهدی

سردار سرلشکر شهید سید محمدحسین علم الهدی

سردار سرلشکر شهید سید محمدحسین علم الهدی

سردار سرلشکر شهید سید محمدحسین علم الهدی

سردار سرلشکر شهید سید محمدحسین علم الهدی

سردار سرلشکر شهید سید محمدحسین علم الهدی

سردار سرلشکر شهید سید محمدحسین علم الهدی

سردار سرلشکر شهید سید محمدحسین علم الهدی

سردار سرلشکر شهید سید محمدحسین علم الهدی

سردار سرلشکر شهید سید محمدحسین علم الهدی

نگاهی کوتاه به زندگی سردار شهید هوشنگ تلغری

https://s4.uupload.ir/files/338926948_991f.jpg

سردار شهید هوشنگ تلغری نخستین فرمانده نیروهای مسجدسلیمان در دوران دفاع مقدس یکم دی سال 1337 در روستای هفت شهیدان دیده به جهان گشود.

دوران کودکی را در همان روستا پشت سرنهاد و بعد از دوره ابتدایی به شهر مهاجرت کرد، در دوران دبیرستان با اندیشه‌های امام آشنا شد و به صف مبارزین علیه رژیم طاغوت پیوست.

سال 1356 پس از دریافت دیپلم به سربازی رفت ولی بعد از فرمان امام، با اسلحه‌اش از پادگان فرار کرد و در خانه یکی از اقوام پنهان شد.

در دوران دفاع مقدس، طرز کار با سلاح‌های سنگین را فرا گرفت و در سوسنگرد به فرماندهی سردار شهید محمدرضا پورکیان در برابر دشمن ایستاد که روز 18 بهمن سال 1359 در حوالی سوسنگرد شربت شهادت را نوشید و پیکر پاکش در روستای هفت شهیدان مسجدسلیمان آرام گرفت.

شهید هوشنگ تلغری در وصیت‌نامه‌اش نوشته است: «من كه يک انسان ناچيزى هستم، در زمان اين زندگى ناپايدار هميشه دنبال اين بودم كه چگونه زندگى كنم تا يک انسان يا يک مسلمان واقعى باشم، می‌گشتم، ولى متاسفانه يا خوشبختانه آن طورى كه می‌خواستم موفق نشدم و دليل موفق نشدنم نگاه كردن به زندگى 21 ساله‌ام و نيز محيط خانواده‌ام وجود زندگى‌ام بود.

بهترين دامن براى من خدمت به اسلام و الله برگزيدن شهادت است و می‌دانم كه اين شهادت خون را در رگ‌های برادرانم و هر كس كه اسلام را می‌خواهد به جوشش در خواهد آورد. تا از تنبلى و سستى و ضعيف النفسى به درآيند، اباذروار و على‌وار زندگى كنند تا دوباره ستمگران نتوانند بر آنها مسلط شوند و اسلام على را نابود كنند و اين طور نمايانند كه بدبختى ما از اسلام است.»

شهید سید محسن موسوی محمدی

https://uupload.ir/files/v8ld_13980203001046_test_newphotofree.png

سرباز شهید ایرج کریمی

https://uupload.ir/files/8j0a_00_becdd2e73d450d9c0fd6b60d2dab572c536674ec.jpg

سردار شهید امید فرجی زنگنه

https://s6.uupload.ir/files/img_20190526_210637_ophq.jpg

نگاهی کوتاه به زندگی سرباز شهید قاسم بلند

سرباز شهید قاسم بلند فرزند عبدالحسین در تاریخ سوم اردیبهشت ماه سال 1337 در اهواز دیده به جهان گشود و شادی را برای محفل خانواده خود به ارمغان آورد.

این دلیرمرد اهوازی در دوران هشت سال دفاع مقدس در جبهه حضور یافت که در تاریخ 23 تیر ماه سال 1361 در عملیات رمضان به فیض شهادت نائل شد و نام خود را جزو شهدای جاویدالاثر ثبت کرد.

پیکر پاک شهید قاسم بلند پس از شهادت در خاک جبهه ماند و بعد از 37 سال توسط کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح تفحص و هویتش با انجام آزمایش DNA شناسایی شد.

شهید قاسم بلند در سن 24 سالگی در منطقه شرق بصره شربت شیرین شهادت را نوشید و در شمار شهدای جاویدالاثر قرار گرفت که پس از چند دهه غربت به وطن بازگشت.

تربت پاک و مطهر شهید رضا خاکساری در یادمان شهدای هویزه

تربت پاک و مطهر شهید محمد دلجو در یادمان شهدای هویزه

تربت پاک و مطهر شهید محمدرضا ملایی زمانی در یادمان شهدای هویزه

تربت پاک و مطهر سردار سرلشکر شهید سید محمدحسین علم الهدی در یادمان شهدای هویزه

سردار شهید بهنام محمدی راد

سردار شهید بهنام محمدی راد

جانباز شهید رضا طاقتی

نگاهی کوتاه به زندگی بسیجی شهید ایمان(حجت) امینی

بسیجی شهید ایمان(حجت) امینی قنواتی در پنجم مرداد سال 1348 در بهبهان دیده به جهان گشود و در نوجوانی همراه با دیگر رزمندگان از سوی بسیج به جبهه اعزام شد.

پس از حضور در جبهه روز هشتم تیر سال 1366 در عملیات نصر 4 در منطقه عملیاتی ماووت عراق شهد شیرین شهادت را نوشید و پیکر پاکش در قطعه 3 گلزار شهدای بهبهان ردیف 10 مزار 22 آرام گرفت.

شهید ایمان امینی قنواتی در وصیت‌نامه‌اش نوشت: «ای ملت غیور سعی کنید که در زمان احتیاج پدرها همچو ابراهیم و فرزندان همچو اسماعیل و حتی بهتر از آن، آمادگی خود را در راه خدا اعلام نمایید و در زمانی‌که عزیزان خود را از دست می‌دهید چون زینب‌ها و ام کلثوم‌ها در مقابل دشمن استقامت کنید و صبور باشید.

مواظب فرزندان خود باشید تا به فساد اخلاقی و فکری تن در ندهند و خدای نخواسته ناامید نشوید، این را بدانید که کربلا رفتن خون می‌خواهد و به سادگی و رنج و زحمت هیچ کاری امکان‌پذیر نیست.

توصیه‌ام به دانش‌آموزان این است که جای شهدا را در پشت میزهای درس خالی نگذارید و مواظب باشید که در مدارس فسادهای اخلاقی و بی‌بند و باری‌ها به‌وجود نیاید، در صورت مشاهده به‌شدت با آن مبارزه کنید که در غیر این صورت شهدای دانش‌آموز هرگز شما را نمی‌بخشند.

خدایا تو خود بنگر که این عزیزان ما فرزندان ابراهیم چگونه اسماعیل‌وار به قربانگاه می‌شتابند و پیروزمندانه جان می‌دهند و می‌سوزند تا با کفر نسازند، می‌روند تا ایمان نرود، می‌میرند تا چراغ توحید نمیرد، آن وقت منافقان از پشت به انقلاب و اسلام خنجر می‌زنند.»

تربت پاک سرباز شهید محمدرضا سبحانی در سوسنگرد