نگاهی کوتاه به زندگی دانشجوی شهید عبدالامیر شاکور

دانشجوی شهید عبدالامیر شاکور ششم مهرماه سال 1345 در اهواز چشم به جهان گشود و در دوران دفاع مقدس به جبهه اعزام شد.

پس از حضور در جبهه در روز هجدهم تیر سال 1367 به درجه رفیع شهادت نائل آمد و پیکر پاکش در قطعه 2 گلزار شهدای اهواز، ردیف 27، مزار 29 آرام گرفت.

شهید عبدالامیر شاکور دانشجوی رشته دامپزشکی دانشگاه ارومیه بود که در سن 22 سالگی در منطقه عملیاتی دارخوین شهد شیرین شهادت را نوشید و آسمانی شد.

شهید عبدالامیر شاکور در وصیت‌نامه‌اش نوشت: «درود و سلام ما نثار خانواده شهداء این صابران راه خدا که هر چه از جان و مال و فرزند داشتند در کف گرفتند و به خدای خویش هدیه کردند.

خداوندا حال که دوباره به این حقیر توفیق حضور در دفاع از اسلام را عطا نمودی از تو بسیار سپاسگزارم.

خداوندا خودت شاهد بودی که از این حضور چه و شادی در دل من موج می‌زد و من از ابراز آن در نزد خانواده و نزدیکان بنابر مسائلی که خود می‌دانی خودداری می‌نمودم.

خدایا این توفیق را نیز به حقیر درگاهت، این رو سیاه گناه کار که چشم امید به رحمت و بخششت دوخته عطا کن تا جان ناقابل را در راه اهداف عالیه اسلام تقدیم کنم و قطره‌ای باشم از دریا بیکران انسان‌هایی که سرهای خود را به تو عاریه دادند و در راهت جان باختند.

این اسلام محمدی دینی نیست که محصور در مرزها باشد ای برادران و خواهران دینی من سعی کنید تا این امانت الهی را که اکنون در دست شماست خوب حفظ کنید و در نشر و گسترش آن تا سرحد جان کوشا باشید.»

دانشجوی شهید عبدالامیر شاکور

شهید جاویدالاثر عبدالحسین سعادت خواه

شهید مدافع حرم عدنان خسراجی(خسرجی)

تربت پاک دانشجوی شهید عبدالامیر شاکور در قطعه 2 گلزار شهدای اهواز

تربت پاک سرباز شهید مراد بطران در قطعه 6 بهشت آباد اهواز

نام: شهید مراد

نام خانوادگی: بطران

نام پدر: حوزی

تاریخ تولد: 1342

تاریخ شهادت: دوم شهریور سال 1365

محل شهادت: کرمان

قطعه: 6 ردیف: 41 مزار: 36

رزمنده جاویدالاثر مدافع حرم شهید عدنان خسراجی(خسرجی)

تربت پاک جانباز شهید علیرضا سراج در قطعه 2 گلزار شهدای اهواز

تربت پاک جانباز شهید علیرضا سراج در قطعه 2 گلزار شهدای اهواز

بسیجی شهید شاپور عباسی

نگاهی کوتاه به زندگی شهید سیف‌ الله سیفی

115_adbh.jpg (500×500)

بسیجی شهید سیف‌الله سیفی در تاریخ دهم مهرماه سال 1332 در یک خانواده کشاورز در سردشت زیدون دیده به‌جهان گشود و در دوران دفاع مقدس به جبهه اعزام شد.

پس از حضور در جبهه در تاریخ 17 بهمن‌ماه سال 1361 در شیب میسان شهر شیرین شهادت را نوشید ولی پیکر پاکش در خاک جبهه ماند و نامش جزو شهدای جاویدالاثر ثبت شد تا اینکه پس از 15 سال در سال 1386 توسط گروه‌های تحص شناسایی شد و به خاک وطن بازگشت.

شهید سیف‌الله سیفی در سن 29 سالگی در عملیات والفجر مقدماتی به فیض شهادت نائل آمد و پیکر پاکش پس از بازگشت به وطن در کنار دیگر شهیدان در گلزار شهدای شهر سردشت زیدون آرام گرفت.

شهید مدافع حرم داوود نریمیسیا

شهید مدافع حرم داوود نریمیسا

سردار مدافع حرم شهید علی‌محمد قربانی

نگاهی کوتاه به زندگی بسیجی شهید عباس کردانی

بسیجی شهید عباس کردانی(کردونی) روز 20 اسفند سال 1358 به عنوان هشتمین فرزند و آخرین پسر در شهر کوت عبدالله استان خوزستان چشم به جهان گشود و پس از حمله تکفیری‌ها به کشورهای اسلامی برای دفاع از حرم حضرت زینب کبری(س) و حضرت رقیه خاتون(س) به سوریه رفت.

چند بار در سوریه مجروح و جانباز شده بود، به پاهایش تیر و ترکش اصابت کرده و از ناحیه گوش هم زخمی شد اما بعد از مداوا و معالجه جراحات دوباره به جبهه مقاومت بازگشت.

پس از مدتی در عملیات آزادسازی شهرهای شیعه‌نشین نبل و الزهرا شرکت کرد و در تاریخ 19 اسفند ماه سال 1394 به همراه جمع دیگری از رزمندگان مقاومت مدال شهادت را به گردن آویخت.

شهید عباس کردانی در سن 36 سالگی شهد شیرین شهادت را نوشید و پیکر پاکش پس از تشییع در کنار دیگر شهدای مدافع حرم اهواز در گلزار شهدای این شهر آرام گرفت.

شهید عباس کردانی در وصیت‌نامه‌اش نوشت: «به دوستان، برادران و خانواده‌ام سفارش می‌کنم آنانکه از روی بی‌بصیرتی و دنیا خواهی سخن گزاف می‌گویند و ولایت مقام معظم رهبری امام خامنه‌ای را قبول ندارند و شهادت مدافعان حرم این امت حزب‌الله را زیرسوال می‌برند در تشییع (اگرجنازه‌ای بود) و تدفین و یا مراسمات ختم حضور پیدا نکنند و همینطور می‌خواهم برایم گریه نکنند به‌خصوص خواهرانم.

خواهران و برادرانم به تسلیت گویندگان تبریک و تهنیت گویند چرا که من شهیدم و امیدوارم هنگام ظهور و قیام حجت ابن الحسن(ع) بیایم با سپاهی از شهیدان.

از خواهرانم می‌خواهم با حجابشان، اخلاق، و رفتارشان الگوی فاطمی باشند برای دیگران.

از پدرم می‌خواهم در فراغم صبر کند.»

شهید مدافع حرم داوود نریمیسا

نگاهی کوتاه به زندگی سردار مدافع حرم شهید علی‌محمد قربانی

سردار مدافع حرم شهید علی‌محمد قربانی بیستم آبان‌ماه سال 1346 در روستای به‌نوارناظر اندیمشک دیده به جهان گشود، در دوران دفاع مقدس به جبهه اعزام شد و از زمان تشکیل گردان میثم تا تشکیل گردان حمزه اندیمشک، به‌عنوان فرمانده در تمام پدافندی‌ها حماسه آفرینی کرد، همچنین در عملیات‌های فتح‌المبین، کربلای 4، والفجر 8، بیت‌المقدس 2، بیت المقدس 7، نصر 4، طریق‌القدس، خیبر، بدر، والفجر 10، کربلای 5 و بسیاری دیگری از عملیات‌ها فرماندهی شجاع بود.

پس از دفاع مقدس نیز به‌عنوان رئیس بانک‌های انصار در اندیمشک، دزفول و اهواز و رئیس حراست شهرداری‌ اهواز به مردم خدمت کرد و 10 سال رئیس هیئت فوتبال اندیمشک بود که جامعه ورزش این شهرستان از او درس اخلاق آموختند.

پس از هجوم تکفیری‌ها، برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) و حضرت رقیه(س) به سوریه رفت و 19 بهمن‌ماه سال 1394 در سن 48 سالگی با سمت فرماندهی عملیات آزادسازی شهرهای شیعه‌نشین نبل و الزهرا به فیض شهادت نائل آمد و پیکر پاکش در گلزار شهدای اندیمشک آرام گرفت.

شهید علی‌محمد قربانی در وصیت‌نامه‌اش نوشت: «به خدا به هر پست و مقامی هم که برسیم اگر صداقت نداشته باشیم نمی‌توانیم از این فرصت خدادادی برای خدمت به مردم به خوبی استفاده ببریم.

مردم خوب و سالم کم نیستند و مسائل جامعه را هم به خوبی می‌دانند و می‌فهمند و بهترین تصمیم را در موقع خود می‌گیرند. می‌بینیم که هر وقت آقا اذن می‌دهد چه عکس العملی از خود به زیبایی نمایش می‌دهند.

من که به این ایمان دارم و رسیده‌ام که تنها راه نجات جامعه و عاقبت بخیر شدن فقط و فقط گوش به فرمان آقا بودن است و لاغیر...»

سردار شهید علی لویمی

نگاهی کوتاه به زندگی سردار شهید علی لویمی

سردار شهید علی لویمی بیستم مهرماه سال 1345 در اهواز به‌دنیا آمد، دو خواهر و دو برادر دارد و خود فرزند ارشد خانواده است.

با شروع جنگ به جبهه رفت و به‌همراه سردار شهید نادر مهدوی به نبرد با آمریکا پرداخت و در آن حماسه به‌یادماندنی جانباز شد.

شهید علی لویمی صبح شنبه ۳۱ شهریور سال ۱۳۹۷ در رژه نیروهای مسلح در بلوار قدس اهواز در کنار ۲۲ نفر دیگر توسط تروریست‌ها شهید شد که پیکر پاکش همراه شهید سید حسن سواری، شهید میلاد جهانگیری‌نژاد، شهید رضا شعیبی، شهید سینا آقاجری، شهید اسماعیل شفیعی‌نژاد، شهید علی کمایی و شهید محمد عذاری در قطعه شهدای حله گلزار شهدای اهواز آرام گرفت.

محمود مهدوی‌فر دوست شهید علی لویمی می‌گوید: «در شهرک الهیه اهواز با هم همسایه بودیم. شهرک که راه‌اندازی شد مسجد و نمازخانه نداشت. شهید لویمی برای این مسئله خیلی پیگیر بود، همان ابتدا توانستیم یک اتاق از حوزه بسیج شهری را برای ایجاد پایگاه معنوی شهرک از بسیج بگیریم.

برای راه‌اندازی مسجد شهرک تلاش‌های زیادی کرد، یک روز که فرمانده سپاه خوزستان برای بازدید به آنجا آمده بود درخواست کردیم که یک مسجد در اینجا بسازند که ساخته شد.

شهید لویمی پای ثابت نماز و پاتوق مومنانه شهرک بود. به‌واسطه جنایتی که آمریکایی‌ها در حق او کرده بودند واقعا زندگیش سخت شده بود. تفنگ را در کشاله رانش گذاشتند و حین شلیک می‌چرخاندند که یک سوراخ عمیقی در کشاله‌اش ایجاد شد، زانویش را نیز با شوکر برقی از کار انداخته بودند.

با شکنجه‌های جسمی آمریکایی‌ها از جمله ریختن ماده شوینده به دهانش، ریه‌های او از بین رفته بود و تقریبا هر سال چند ماه بستری بودند.»

تربت پاک شهید مدافع حرم داوود نریمیسا در گلزار شهدای اهواز

شهید مدافع حرم حجت‌‌الاسلام والمسلمین مصطفی خلیلی‌بلوطکی

شهید مدافع حرم حجت‌‌الاسلام والمسلمین مصطفی خلیلی‌بلوطکی

نگاهی کوتاه به زندگی شهید مدافع حرم رضا عادلی(کردزنگنه)

شهید مدافع حرم رضا عادلی(کردزنگنه) دهم اسفندماه سال 1368 مصادف با شب ولادت امام حسین(ع) در کوی ایثار اهواز دیده به جهان گشود. اصالتی بختیاری دارد و نامش نیز بر اساس نذر مادر او، رضا نهاده شد.

پس از هجوم تکفیری‌ها به کشورهای اسلامی برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) و حضرت رقیه(س) به سوریه رفت و روز یکشنبه 12 بهمن سال 1394 همراه با روحانی شهید حجت‌الاسلام مصطفی خلیلی‌بلوطکی، شهید علی‌ حسینی‌کاهکش، شهید محمود مراداسکندری و شهید داوود نریمیسا به شهادت رسید.

شهید رضا عادلی در سن 26 سالگی در منطقه باش کوی سوریه و در عملیات آزادسازی شهرهای شیعه نشین نبل و الزهرا به فیض شهادت نائل آمد.

شهید رضا عادلی در وصیت‌نامه‌اش نوشت: «در این زمان که کفر آشکارا به نبرد با اسلام به میدان آمده، ماندن ما شیعیان در خانه و پرداختن به زندگی دنیوی همیشه آزارم می‌داد و سعادت را در این می‌دیدم که نبرد با کفری بیایم که همان یزیدیانی هستند که امام عاشقان سیدالشهدا(س) را به شهادت رساندند و کارهای زشتی انجام دادند که هیچ وقت از یاد ما نمی‌رود، چه کردند این یزیدیان با اهل بیت(س)، بعد از کشتن امام حسین(ع) عمه سادات را به همراه بچه‌ها و کودکان زنجیر کردند و به اسیری بردند. مگر ما شیعیان نباشیم که واقعه عاشورا دوباره رقم زده شود و حضرت زینب(س) دوباره به اسارت برود و دوباره کودکی سه ساله در خرابه‌های شام با پاهای کوچک و دستان کوچک بر خارها قدم بزند و سر بریده پدر را در آغوش بگیرد، ما می‌رویم تا بر خاک تو بوسه زنیم یا حسین(ع) یا زینب(س) یا رقیه(س).»

گلزار شهدای آبادان

کمک در کارهای خانه

همسر شهید مدافع حرم حجت‌‌الاسلام والمسلمین مصطفی خلیلی‌بلوطکی می‌گوید: «هیچ وقت انتظار کمک از شخصی را نداشت و توکلش فقط به خدا و امام زمان(عج) بود. همیشه در کارهای خانه به من کمک می‌کرد و خیلی برای پسرمان وقت می‌گذاشت».

نگاهی کوتاه به زندگی شهید مدافع حرم حجت‌‌الاسلام والمسلمین مصطفی خلیلی‌بلوطکی

شهید مدافع حرم حجت‌‌الاسلام والمسلمین مصطفی خلیلی‌بلوطکی 18 شهریورماه سال 1367 در اهواز دیده به جهان گشود و روز یکشنبه 12 بهمن‌ماه سال 1394 به‌همراه همرزمانش شهید محمود مراداسکندری، شهید علی‌ حسینی‌ کاهکش، شهید رضا عادلی(کردزنگنه) و شهید داوود نریمیسا در سن 27 سالگی در عملیات آزادسازی شهرهای شیعه‌نشین نبل و الزهرا شهید شد که پیکر پاکش در قطعه شهدای مدافع حرم گلزار شهدای اهواز آرام گرفت.

شهید مصطفی خلیلی‌بلوطکی در وصیت‌نامه‌اش نوشت: «شما را به رعایت تقوای الهی تذکر می‌دهم و از شما می‌خواهم که در هر حالی و زمانی و مکانی حواسمان به رعایت تقوا و دوری از گناه باشد، خواهر من رعایت حجاب بر شما واجب است و برادر من رعایت عفت بر شما نی واجب است، این فکر را نکنید که ما در راهی که قدم برداشتیم راهی کم ارزش است بلکه رفتن ما برای این جهاد دفاع از حریم ولایت و اهل بیت و مظلومیت شیعه و در کل مظلومیت مردم سوریه بوده است، مطمئن باشید اگر من و امثال من به این جهاد نمی‌رفتند ما باید الان در مرزهای خودمان با این قوم از خدا بی‌خبر می‌جنگیدیم و این بمب‌ها و تیرها بر مردم خودمان فرود می‌آمد.

پس کار ما دفاع از حریم مردم خودمان هم است، عزیزان من به این نکته حتما توجه کنید هر کسی با هر اعتقادی هستید پیروی خط ولایت فقیه باشید و از رهبر عزیزمان، مولا و سرورمان حضرت سید علی خامنه‌ای(دام‌ظله) پشتیبانی و حمایت کنید. گوشتان به فرامین ایشان باشد و عامل به نصیحت‌ها و صحبت‌های ایشان باشید. خط حق و راست را از ایشان دریافت کنید و ایشان را معیار و میزان قرار دهید.»

هفتمین سالگرد شهادت شهید محمود مراداسکندری

شهید مدافع حرم محمود مراداسکندری

هفتمین سالگرد شهادت شهید محمود مراداسکندری

عمو و برادرزاده در یک قاب

شهید محمود مراداسکندری

نگاهی کوتاه به زندگی شهید مدافع حرم داوود نریمیسا

شهید مدافع حرم داوود نریمیسا 22 اردیبهشت سال 1362 در اهواز دیده به جهان گشود.

پس هجوم تکفیری‌ها به کشورهای اسلامی به‌همراه خیل عظیمی از جوانان پرشور اهوازی برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) و حضرت رقیه(س) به سوریه رفت که روز یکشنبه 12 بهمن‌ماه سال 1394 همراه با همرزمانش روحانی شهید حجت‌الاسلام والمسلمین مصطفی خلیلی‌بلوطکی، شهید علی‌ حسینی‌کاهکش، شهید محمود مراداسکندری و شهید رضا عادلی(کردزنگنه) به شهادت رسید.

شهید داوود نریمیسا در سن 32 سالگی در منطقه باش کوی سوریه در عملیات آزادسازی شهرهای شیعه‌نشین نبل و الزهرا به فیض شهادت نائل آمد که پیکر پاکش در قطعه شهدای مدافع حرم گلزار شهدای اهواز آرام گرفت.

مادر شهید می‌گوید: «فرزندم 18 سالگی دیپلم گرفت، بسیجی بود، همیشه بیشتر از سنش می‌فهمید، خیلی اندیشه‌های بزرگی در سر داشت و خوب هم توانست مسیر زندگی خود را انتخاب کند.

در 21 سالگی ازدواج کرد، زندگی ساده و به دور از تجملات و تشریفات خود را به‌همراه همسرش آغاز کردند. نتیجه این زندگی مشترک 2 فرزند است، فاطمه و محسن.

با من خیلی ارتباط صمیمانه‌ای داشت و همیشه پایه مسافرت بود. به گذشت کردن و شرکت در مجالس عزاداری امام حسین(ع) تاکید داشت. فرزندم علاقه به شرکت در جلسات آیت‌الله شوشتری و آیت‌الله شفیعی داشت همیشه به خانواده یتیمان و مستضعفان کمک می‌کرد مکبر، مداح و قرآن‌خوان بود.

خیلی خوش‌سلیقه و بافکر بود، هدایای کوچک، ولی زیبا و با سلیقه‌ای تهیه می‌کرد و با خود می‌آورد به عنوان نمونه یکبار با گلدانی کوچک تزیینی و بار دیگر گردن‌بند میخکی معطر و زیبا تهیه کرده بود، خلاصه این‌قدر بامحبت بود که بدون هدیه به خانه نمی‌آمد.»

شهید مدافع سلامت بهروز غلامی

عمو و برادرزاده در یک قاب

شهید مجتبی عباس نژاد از شهدای هواپیمای اوکراینی

شهید مدافع حرم محمود مراداسکندری

نگاهی کوتاه به زندگی شهید مدافع حرم محمود مراداسکندری

شهید مدافع حرم محمود مراداسکندری سوم فروردین‌ماه سال 1366 در اهواز دیده به جهان گشود.

پس هجوم تکفیری‌ها به کشورهای اسلامی به‌همراه خیل عظیمی از جوانان پرشور اهوازی برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) و حضرت رقیه(س) به سوریه رفت و روز یکشنبه 12 بهمن‌ماه سال 1394 با همرزمانش شهید حجت‌الاسلام والمسلمین مصطفی خلیلی‌بلوطکی، شهید علی‌ حسینی‌کاهکش، شهید رضا عادلی(کردزنگنه) و شهید داوود نریمیسا به فیض شهادت نائل آمد.

شهید محمود مراداسکندری در سن 28 سالگی در منطقه باش کوی سوریه در عملیات آزادسازی شهرهای شیعه‌نشین نبل و الزهرا به شهادت رسید و پیکر پاکش در قطعه یک گلزار شهدای اهواز در کنار عمویش شهید محمود مراداسکندری آرام گرفت.

خواهر شهید می‌گوید: « فوق دیپلم مکانیک خودرو داشت. پدرم به خاطر علاقه فراوانی که به عمویم داشت نام برادرم را هم محمود گذاشت، زمانی‌که عمویم شهید شد، بسیاری از اقوام برای گرامیداشت ایشان، نام محمود را برای فرزندان خود انتخاب کردند. ما هشت خواهر و دو برادریم، پدرم در شهرداری کار می‌کرد و مادرم هم خانه‌دار بود، اما متاسفانه در سال‌های 1380 و 1382 هر دوی آنها را از دست دادیم.

وقتی حرکت داوطلبانه اعزام به سوریه در سال 1392 آغاز شد محمود هم سعی کرد به این جمع بپیوندد، با رفتن دوستانش و شهید شدن برخی از آنها شوق او هم برای رفتن بیشتر شد. این موضوع را در خانواده هم مطرح می‌کرد، در سال 1393 یکی از دوستان نزدیکش که با هم یادواره شهدا هم برگزار می‌کردند به نام عبدالکریم اصل‌غوابش شهید شد، آن زمان دیگر پای ماندن نداشت و نهایتاً در 13 مهرماه سال 1394 با تلاش و سختی‌های فراوان توانست مجوز اعزام بگیرد.»

شهید مجتبی عباس نژاد از شهدای هواپیمای اوکراینی

شهید مدافع حرم جابر حسین پور

نگاهی کوتاه به زندگی شهید علی حسینی ‌کاهکش

https://uupload.ir/files/zvd4_525.jpg

شهید مدافع حرم علی حسینی‌کاهکش 30 شهریورماه سال 1363 در امیدیه به دنیا آمد. تحصیلاتش را تا دیپلم کاردانش در زادگاهش گذراند. بعد از مهاجرت به اهواز، توانست درس خود را در رشته برق دانشگاه آزاد این شهر ادامه دهد.

به‌همراه جمعی از جوانان پرشور اهوازی برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) و حضرت رقیه(س) به سوریه رفت که روز یکشنبه 12 بهمن ماه سال 1394 با همرزمانش شهید حجت‌الاسلام والمسلمین مصطفی خلیلی‌بلوطکی، شهید رضا عادلی (کردزنگنه)، شهید محمود مراداسکندری و شهید داوود نریمیسا در سن 31 سالگی در عملیات آزادسازی شهرهای نبل و الزهرا شهید شد.

مادر شهید حسینی‌کاهکش می‌گوید: «پسر خیلی بامعرفتی بود، همیشه خنده بر لب داشت. دوست داشت برای همه همانند یک برادر باشد. کوچک و بزرگ برایش فرقی نداشت، در برخورد با دیگران فرقی قائل نمی‌شد و به همه کمک می‌کرد. افرادی که مشکل داشتند سعی می‌کرد مشکلات آن‌ها را حل کند، دوست داشت تا جایی که توان دارد دل مردم را شاد کند.

در زندگی همه چیز داشت؛ خانه، ماشین، موتور، شغل خوب در صنعت نفت، تحصیلات و زیبایی چهره، اما همه این‌ها را گذاشت و دنبال عشق و علاقه قلبیش رفت.

در مقابل بزرگتر‌ها زیاد حرف نمی‌زد. با لبخند می‌آمد و با لبخند می‌رفت، دوستان و همرزمانش هم همین را می‌گفتند که همیشه می‌خندید.

قد بلند و چشمان درشتی داشت، بسیار خوش‌تیپ بود، پوست سفیدی هم داشت، همیشه به علی می‌گفتم سفید برفی؛ اما صورت علی در سوریه از سوز سرما سوخته و برافروخته شد، زیر چشم‌های پسرم گود افتاده بود، هیچ وقت علی را با ریش و سبیل ندیده بودم، تنها وقتی او را با محاسن دیدم که در عکس شهادتش بود.»

سردار شهید نادر مهدوی

شهید مجتبی عباس نژاد از شهدای هواپیمای اوکراینی

سردار سرلشکر شهید مجید بقایی

خبرنگار جاویدالاثر شهید سید غلامرضا رهبر

سردار شهید مجید بقایی

نگاهی کوتاه به زندگی بسیجی شهید لشکر دره‌شوری

بسیجی شهید لشکر دره‌شوری یازدهم خرداد سال 1347 در روستای سعادت آباد شهر سردشت زیدون دیده به جهان گشود و در نوجوانی به جبهه اعزام شد.

پس از حضور در جبهه در تاریخ 27 دی‌ماه سال 1365 در عملیات کربلای پنج به فیض شهادت نائل آمد ولی پیکر پاکش در خاک جبهه ماند و نامش در زمره شهدای جاویدالاثر به ثبت رسید.

شهید لشکر دره‌شوری در سن 18 سالگی در شلمچه شهد شیرین شهادت را نوشید و یادبودی برای او در امامزاده اباذر(ع) شهر سردشت زیدون بنا شده که مونس خلوت پدر و مادر چشم انتظارش است.

شهید لشکر دره‌شوری در وصیت‌نامه‌اش نوشت: «پیامی به امت شهیدپرور دارم که ما در زمانی قرار گرفته‌ایم که تمام ابرقدرت‌ها و کشورها به زور به کشور عزیز ما حمله کرده‌اند و می‌خواهند انقلاب ما را شکست دهند، شما باید وحدتتان را حفظ کنید و نگذارید که دشمنان اسلام در بین شما رخنه کنند و وحدت شما را از بین ببرند، همیشه به یاد خدا باشید و امام را دعا کنید، همیشه دنباله‌رو امام امت باشید و دستورهای او را اجرا کنید. تمام خائنین منطقه را سرکوب کنید و در مراسم مذهبی شرکت کنید و نماززتان را به جماعت بخوانید، تقوا پیشه کنید و قدر شهدا را بدانید و به خانواده شهدا احترام بگذارید، هر شب جمعه به قبرستان سر بزنید و برای شادی روح شهدا فاتحه بخوانید.

ای خدا تو می‌دانی من که به جبهه آمدم نه به خاطر مقام یا چیز دیگر است بلکه به خاطر رضای تو می‌باشد.

از خداوند متعال می‌خواهم که گناهان و معصیت‌های من را ببخشد و چنانچه لایق باشم توفیق شهادت را نصیبم گرداند و مرا پیش خود ببرد.»

جانباز شهید مسعود امیری منش

نگاهی کوتاه به زندگی شهید حاج عبدالحسین آقایی

مهندس شهید حاج عبدالحسین آقایی در سال 1336 در اهواز دیده به جهان گشود و از همان کودکی و نوجوانی در مدرسه استعداد فراوان خود را نشان داد. علاقه وافر او به مطالعه دروس در نهایت بود.

سال 1355 در رشته فیزیک دانشگاه شهید چمران اهواز قبول و تا بعد از پیروزی انقلاب مشغول به تحصیل در این رشته شد و همراه با کسب علم و دانش رابطه خود را با انقلاب مستحکم کرده و همدوش دانشجویان مسلمان و ملت ایران جهت محو سلطه مزدوران شاه تلاش می‌کرد.

پس از پیروزی انقلاب به دلیل بالا بودن معدل تحصیلی توانست به دانشگاه نفت آبادان انتقالی بگیرد اما با آغاز انقلاب فرهنگی و بسته شدن دانشگاه‌ها، همچنان ارتباطش با دانشگاه و دانشجویان مسلمان حفظ کرد، در سال 1359 با شروع جنگ به اهواز آمد و با حضور در جبهه به کمک انقلاب شتافت.

در بیشتر عمليات‌هاي جنوب شركت كرد تا در عمليات والفجر 8 در ظهر 28 بهمن سال 1364 همزمان با فارغ‌التحصيلی در رشته مهندسی نفت در سن 28 سالگی در منطقه فاو به شهادت رسید.

شهید عبدالحسین آقایی در وصیت‌نامه‌اش نوشت: «شكر خداوند را كه سعادتی نصيبم نمود كه در آرزوی وصل محبوب خويش سر از پا نشناخته، اهل و ديار را پشت سر بنهاده و راهي جبهه، آن معبد بزرگ، آن مكان مقدس، كه در آن رنگ و بوی دنيايی نيست و هر آنچه هست معنويت هست و عشق، بشتابم. اين چه سر و سودايي در وجود انسان است كه تابع ظواهر فريبنده اين دنياي فانی خواهد شد و همان دم كه احساس رفتن از اين مكان به آخرت را می‌كند شروع به ندامت می‌كند.»

نگاهی کوتاه به زندگی بسیجی شهید غلامحسین خلف‌زاده

بسیجی شهید غلامحسین خلف‌زاده فرزند علی‌محمد است که در سوم آبان‌ماه سال 1349 در اهواز دیده به جهان گشود و در دوران هشت سال دفاع مقدس به همراه دیگر رزمندگان اسلام راهی جبهه شد.

این رزمنده دلیر پس از حضور در جبهه در تاریخ سوم فروردین‌ماه سال 1367 در تپه ریشن کردستان عراق به فیض شهادت نائل آمد و نام خود را زمره 23 هزار شهید استان خوزستان ثبت کرد.

پس از شهادت پیکر پاک و مطهر شهید غلامحسین خلف‌زاده به زادگاهش انتقال یافت و با حضور اقشار مختلف مردم و خانواده‌های شهدا تشییع شد.

شهید غلامحسین خلف‌زاده درسن 18 سالگی در عملیات والفجر 10 مدال شهادت را به گردن آویخت و پیکر پاکش در قطعه 2 گلزار شهدای اهواز، ردیف 17 مزار 27 آرام گرفت.